خاطرات حاج آقا رضا

خاطره 1 :

جلسه ای مرا دعوت کرده بودند که اکثر هنرپیشه ها از تهران و شهرستانهای دیگر در یک کنفرانسی در مشهد جمع شده بودند که مربوط به صدا و سیمای جمهوری اسلامی در مشهد بود. سرپرست آن کنفرانس از بنده دعوت کرده بود تا در آنجا بخوانم. با خود فکر کردم چه بخوانم، چه بگویم؟! افرادی که در اینجا جمع شده اند با چه وضعی، با چه فکری، با چه قیافه هایی. من آخر چه بخوانم، چه بگویم؟ چگونه این مجلس را اداره کنم. اینها خود هنرمند و هنرپیشه و هنرجو و هنردوست هستند. خلاصه توسلی به حضرت رضا سلام الله علیه پیدا کردم و وارد جلسه شدم. و دیدم آنچه نباید ببینم. اول گفتم: که این جلسه این چنینی را چگونه باید اداره کرد؟ یک هنرمند فوق العاده ای می خواهد تا بتواند انجام وظیفه کند. آنگاه شروع کردم یک قصیده ای از پروین اعتصامی خواندم. خیلی مورد توجه قرار گرفت و در همان حال اشاره کردم که این هنر است یا آنچه شما انجام می دهید. و گفتم من نمی خواهم کار شما را سبک بشمارم ولی خود قضاوت کنید که ره از کجا تا به کجاست. و آنگاه همه رو به حرم مطهر امام رضا سلام الله علیه ایستادند و صلوات خاصه را خواندم. و برای اینکه توسلی هم پیدا کرده باشم این مطلب را عنوان کردم:
هنر را باید در خطبه فاطمیه در مسجد النبی پیدا کرد تا انسان آن فضا و آن محیط و آن زمان را در نظر نگیرد و ده ها شرحی که برای این خطبه نوشته شده است نخواند نمی داند که هنر چیست و هنرمند کیست؟ البته شاید قیاس صحیح نباشد اما از باب پیرو بودن و درس آموختن بجاست.
و هنر دیگر حضرت زینب سلام الله علیها است که در مجلس ابن زیاد و یزید بن معاویه چگونه خطبه خواندند و چه تحولی به وجود آوردند که ادامه راه امام حسین علیه السلام در کربلا بود و بس. آنگاه که آن ملعون می خواهد آنها را ضعیف و کوچک جلوه دهد از حضرت زینب می پرسد که اوضاع را چگونه می بینی؟ می فرماید: « ما رأیت الا جمیلا». البته در تاریخ اسلام از این گونه مسائل بسیار است که وقت اجازه نقل آنها را نمی دهد. خواهشمندم مطالعات خود را در این باره بیشتر بفرمایید.  و با چشم و گوشم دیدم و شنیدم که صدای گریه و اشک ریزان از آن هنرمندان بلند شد. و بیش از ده دقیقه طول نکشید و من سلام گفتم و از پشت تریبون پایین آمدم. صاحب مجلس آمد و بقدری تشکر کرد که حساب نداشت و همه آنها گفتند این چه هنرمندی است که توانست ما هنرمندان را منقلب کند، بگریاند، بخنداند و آنقدر توجه به خدا و اهلبیت سلام الله علیهم اجمعین قرار دهد. البته تذکراتی هم دادم که سعی کنید حال که به محضر امام آمده اید، قدری که امکان دارد و می توانید عوض شوید و از مشهد با سلامتی باز گردید. و بعداً می گفتند که این تذکرات بسیار فوق العاده و اثرگذار بود.
بعد از جلسه عده ای از خوانندگان و هنرپیشه های معروف از بنده پرسیدند شما در چه دستگاهی می خوانید و یا آشنایی دارید و یا کلاس رفتید و آنرا آموختید و دستگاه ها را شمرد مثلاً دستگاه حزن، شور، بیابانی، خندان، دشتی، مثنوی و ... و من جواب دادم :

من در دستگاه امام حسین و امام رضا علیهم السلام آنچه توانسته ام یاد گرفتم و می خوانم و این دستگاه هایی که شما شمردید نه کلاس رفتم و نه می دانم و این شور و نمک و حال که شما می بینید و می شنوید همه از برکت ائمه طاهرین سلام الله علیهم اجمعین است.