مصاحبه با مجله خیمه

 

اشاره:
عشق، ادب و اخلاص، سه ویژگی مهم اوست. «عشق» در گریه‏هایش، «ادب» در شعر خواندن‏هایش و «اخلاص» در بی‏توقع خواندنش، در مداحی‏اش...
حاج محمدرضا انصاریان متولد 1333، تربیت یافته در جوار حضرت معصومه سلام الله علیها و پروش یافته در محضر قدسی حضرت رضا علیه السلام است. مداحی که ادب و معرفت را سرلوحه مرثیه‏خوانی‏اش ساخته است و آن‏گاه که زمینه بحث پیش می‏آید می‏فهمیم دلی پردرد دارد از جوانانی که روح نوکری اهل بیت علیه السلام را درنیافته‏اند و اصول و اهداف روضه‏خوانی ائمه اطهار – صلوات الله علیهم اجمعین – را نشناخته و از حقیقت آن دور مانده‏اند، صحبت به میان می‏آورد.
بی تکلّف دعوتمان را پذیرفت؛ صریح و شفاف پاسخ داد و عاشقانه در لابه‏ لای صحبت‏هایش گریست.
مداحی را چگونه آغاز کردید؛ از اساتیدی که در محضرشان تلمذ نمودید یادی کنید؟

السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواحِ الّتی حَلّت بفِنائک.
یادم هست کلاس پنج ابتدایی بودم. روزی مشغول شستن کف حوض منزلمان بودم، شعری از سعدی را، که در کتاب‏های درسی آن زمان بود، با خودم زمزمه می‏کردم.
یکی در بیابان سگی تشنه یافت / برون از رمق در حیاتش نیافت
مادر بزرگی داشتیم – خدا رحمتش کند – از اتاق بیرون آمد و گفت: تو که صدایت خوب است، بیا و فردا اربعین در منزل همسایه که روضه دارند، مداحی کن.
من در ابتدا قبول نمی‏کردم چون خجالت می‏کشیدم؛ اما وقتی اصرار ایشان را دیدم، قبول کردم. مادربزرگم شعری از مرحوم «ذاکرالشعرا» بر روی کاغذی یادداشت نمود و به من داد؛ من هم شروع کردم به تمرین کردن.
نسیمی گر تو را بر گل وزیده / مرا باد خزان بر گل رسیده
گل تو سر سوی افلاک برده / گل من سر به زیر خاک برده
گل تو آب شیرین سیر خورده / گل من آب از شمشیر خورده
گل تو در برش طفل صغیرش / گل من داغ اصغر کرده پیرش
(در این حال، اشک از چشمان آقای انصاریان جاری شد) 
بالاخره با همه ترس و لرزی که داشتم، خودم را آماده کردم و به مجلس رفتم و بعد از منبر شورع به خواندن نمودم؛ الحمدلله مجلس خوبی هم شد. این نقطه آغاز مداحی من بود.
بعد از چندی، به جلسه‏ استاد المادحین مرحوم «حاج ملا حسین مولوی» راه پیدا کردم؛ ایشان انسان وارسته‏ای بود و دریایی بود از شعر و ادبیات فارسی و عربی، آشنا با آیات و روایات و آگاه به مبانی تفسیر قرآن.
در کنار تلمّذ در محضر استاد مولوی، چند سالی را هم از محضر استاد ستایشگر استفاده کردم که ایشان در حقیقت، مکمل تمام برنامه‏های من در مداحی بودند و در حق من بسیار زحمت کشیدند. اکنون هم اگر عزّتی است ائمه – علیهم السلام – عنایت فرموده‏اند وگرنه از خودم چیزی در بساط ندارم!
این اساتید و بزرگان در کار مداحی بیشتر روی چه نکاتی تأکید داشتند؟
این بزرگان بیشتر بر حفظ شعر تأکید داشتند و عقیده‏شان این بود که «مدّاح» باید بر مستمع مسلط باشد و حتماً باید شعر را حفظ کند؛ در مرحله‏ای بعد، اعمال سلیقه در امر انتخاب شعر و مطلب تاریخی را مهم و ضروری می‏دانستند.
نکته مهم دیگر اینکه، مطابقت شعر با آیات و روایات و مقاتل و کتب تاریخی معتبر را، مهم می‏دانستند و تأکید داشتند که شعر باید از نظر ادبی نیز، حتما قوی و پرمغز باشد.
چه شد که به مشهد مهاجرت نمودید؟
عرض کنم در این قضایا «آن ذره که در حساب ناید، ماییم!» در قضایای مبارزه مردم با رژیم ستمشاهی، برای من مشکلاتی پیش آمد که زندگی در قم برایم دشوار شد و تصمیم گرفتم که مدتی از این شهر مهاجرت کنم. برای رفتن به مشهد، خدمت یکی از علما رسیدم و استخاره گرفتم؛ ایشان به من فرمودند: «شما قصد مهاجرت دارید؟» عرض کردم: «بله». فرمودند: این شهری که شما میخواهید بروید، بیشتر از ده روز از شما پذیرایی می‏کنند و خیلی در آنجا موفق خواهید بود؛ به شرط آنکه چند سالی صبر کنید؛ چون دو سه سالی، رنج زیادی را باید تحمل کنید.
یک ماه از ازدواجم می‏گذشت که به مشهد مهاجرت کردم؛ در آنجا به عنوان شاگرد در یک مغازه‏ فرش فروشی مشغول به کار شدم. چند سال اول، مشکلات فراوانی برایم پیش آمد؛ اما همیشه پناهگاه من حرم حضرت رضا – علیه السلام – بود.
خاطره ‏ای از آن روزها اگر دارید....
ماجرایی را که نقل می‏کنم، خاطره‏اش هنوز پس از سال‏ها در ذهن من زنده است و درسی شده برای من و امثال من. عزیزانی که می‏خواهند مداحی را شروع کنند، بدانند که باید فقط به اولیای خدا تمسک جست؛ و اگر قرار است مداحی با انگیزه‏های دنیایی باشد، هیچ ارزشی ندارد!     
سالیان پیش، در شب ولادت حضرت صدیقه طاهره – سلام الله علیها – جلسه‏ای بود در مشهد که بانی آن جلسه نیتش این بود که دویست، سیصد نفر از سادات را دعوت کند. از من هم برای مداحی در آن جلسه دعوت شد. بعد از جلسه، مردم می‏گفتند: «اون قمی از همه بهتر خواند». – از این قضیه بیست و دو سال می‏گذرد و اکنون آن را برای شما نقل می‏کنم – مجلس که تمام شد، به بانی مجلس، به شوخی گفتم: «آقای فلانی! ما می‏خواهیم بریم، پاکت ما را بده!» او هم با زبان شیرین مشهدی گفت: «برو آقا! اگر می‏خواستم پاکت بدم که شما رو دعوت نمی‏کردم!»
در بین راه – از مجلس تا منزل – به ضرت زهرا – سلام الله علیها – عرض کردم: «بی‏بی جان! ما برای پول می‏خونیم و برای ریا، شما کمک کنید که این خواندن ما فقط برای شما باشد». حال عجیبی پیدا کردم و با همان حال وارد منزل شدم. در عالم خواب دیدم که از «بست بالا» به حرم امام رضا – علیه السلام – مشرف شدم؛ ناگهان دیدم وجود مقدس حضرت رضا از «ایوان طلا» خارج شدند، تمام صحن نور بود، آن هیکل، هیکل نور بود. از آن وجه خدا چیزی در خاطرم نیست ولی صدای مبارکش هنوز در گوشم طنین‏افکن است. (در این حال، اشک از چشمان آقای انصاریان جاری شد) داخل صحن شدم، مثل اینکه من هم جزو کسانی بودم که باید خدمت حضرت رضا – علیه السلام – عرض سلام می‏کردم؛ جلو رفتم و سلام عرض کردم. جواب فرمودند: «تو بودی پاکت می‏خواستی؟!» عرض کردم: «بله یابن رسول الله» فرمودند: «دامنت را بگیر» و سپس از دو دست مبارکشان، مثل یک آبشار، سکه سرازیر شد! و بعد هم فرمودند: «هرچه می‏خواهید، ما هستیم» نمی‏توانم وصف کنم که چطور از خواب بیدار بیدار شدم! وقتی که از خواب بیدار شدم، صدای مناجات و پیشخوانی اذان را از حرم شنیدم. وضو گرفتم و با همان حال به حرم حضرت رضا – علیه السلام – مشرف شدم. همان نقطه را که در خواب دیده بودم، بوسیدم و صورتم را متبرک کردم و به حضرت رضا – علیه السلام – عرض کردم: «آقا جان من را عفو کنید، من نفهمیدم که این حرفها را زدم!» و این آغازی بود که انشاءالله پایان ندارد.
ز آستان رضایم خدا نکند....
وضعیت مداحی در مشهد را – در مقایسه با شعر در آن شهر که بسیار پربار است – چگونه ارزیابی می‏کنید؟
الحمدلله، همان‏طور که شما هم اشاره کردید، شهر مشهد از نظر شعر، به برکت حضرت ثامن الحجج – علیه السلام – بسیار قوی است و از فیض حضور شعرای خوبی چون مرحوم کمال، آقای موید، آقای شفق، آقای وفا و... بهره برده و می‏برد؛ می‏توانم به صراحت بگویم که من از این عزیزان یک شعر ضعیف و بی‏ربط ندیده‏ام و بحمدلله اکثر مداحان مشهد هم از این بزرگان استفاده می‏نمایند و با شعر آنها عاشقانه حضرات معصومین – علیه السلام – را مدح می‏نمایند.
درباره شعرهایی که امروزه بعضی مداحان جوان می‏خوانند چه نقد و نظری دارید؟
با تمام احترامی که برای تمام ذاکران اهل‏بیت قائلم، باید به برخی مداحان عزیز عرض کنم که هر شعر و مطلبی را نمی‏توان خواند و با توجه به وضع موجود، این نیست رسم و شیوه مداحی کردن و حجت بالغه خدا را مدح گفتن!
آیا شما قبول می‏کنید در مورد حضرت صدیقه طاهره – علیها السلام – که ام ابیهاست و خطبه او یک جهان‏بینی است، فلان مداح یا فلان شاعر بگوید «ناز تو بنازم، گل حیدری!» آیا واقعاً شأن این بزرگواران این است که این‏گونه معرفی شوند؟! آیا این رسم ادب است در محضر این بزرگان؟! این اشعار ضعیف کجا و مثلاً شعر استاد غفورزاده «شفق» کجا، که سروده ‏اند:
آری این انیسه حورا سرشت / می‏تراود از رخش نور بهشت
زهره الزهرا که شد انوار او / روشنی بخش جمال سرنوشت
و:
ای وجود اقدست خیر کثیر / ای امام خویش را نعم النصیر
جان به قربانت که نان سفره‏ات / سهم مسکین و یتیم است و اسیر
با تو بود این آیه دایم روبرو / لن تنالو البرّ حتی تنفقوا
وقتی آن خراسانی خدمت رسول خدا (ص) شرفیاب می‏شود، حضرت اولاد طاهرینشان را برای وی برمی‏شمارند و بعد می‏فرمایند که در خراسان هم پاره‏ تن من هست. آن خراسانی می‏گوید: «آقا، منظورتان «رضا» است؟!» حضرت فرمودند: «بگو صلی الله علیه و آله چطور جرأت کردی اسم حجت خدا را این‏گونه ببری؟» حال اگر پیرو رسول خدا هستیم، باید اینگونه باشیم که حضرت رسول فرمودند؛ و اگر می‏خواهیم بازی دربیاوریم، این خود مطلب دیگری است و باید روی آن تأمل کرد.
عرض من این است که به داد خودتان برسید! به داد مدح ائمه اطهار برسید! می‏خواهند همه چیز را لوث کنند و اهداف را زیر سوال ببرند؛ می‏خواهند جوانان ما را از اهداف و اصول دور کنند و سطحی‏نگر و کوتاه‏بین بار بیاورند.
در این‏که سبک‏های زیبا را بخوانید حرفی نیست؛ ولی شعرهای خوب انتخاب کنید. این‏که شما بیایید و مثلاً یک ساعت بگویید: «من مست مستم یا علی – علی پرستم یا علی» با این حرف‏ها، کجای یک نماز علی را، کجای یک اشک علی را به مردم یاد داده‏اید؟! این‏که شما بیایید یک مدت طولانی فقط بگویید «حسین» «حسین»...! این چه ثمرهای دارد؟ آیا فقط با گفتن کلمه حسین، راه او ادامه می‏یابد؟ آیا هدف امام حسین – که امر به معروف و نهی از منکر بوده – معرفی و احرا می‏شود؟ آیا فرهنگی که امام حسین علیه السلام مد نظر داشته و به خاطر آن شهید شده، اجرا می‏شود؟
امیدواریم که خداوند انشاءالله به بنده و امثال بنده این درک را بدهد که بدانیم برای چه کسانی می‏خوانیم و چه کسانی را مدح می‏کنیم.
به نظر شما وظیفه بزرگترها در برابر وضع موجود در جامعه‏ مداحی چیست؟
ببینید، من نمی‏گویم که بزرگ‏ترها به تمام وظایف خود عمل کرده‏اند؛ اینکه آنها مرتباً انتقاد کنند و پیشنهادی هم نداشته باشند هم درست نیست. باید خوراک صحیح و مناسب را برای مداح جوان آماده نمود و به محض اینکه از او انتقاد هم شد، راهکارهای مناسب برای رفع مشکل را هم در برابر آن‏ها قرار داد. من در همین جا اعلام می‏کنم که حاضرم بهترین شعر را، با سبک‏های زیبایی که جوانان عزیز آماده می‏کنند، خدمتشان عرضه کنم.
پیشتر هم اشاره کردم حرف من این نیست که نباید سبک‏های زیبا و جدید ارایه کرد، بلکه بر این باورم که سبکی که در شأن مجلس اهل‏بیت باشد، باید اجرا نمود؛ همراه با مضامین عالی و خوب. به خاطر دارم که در زمان گذشته، برخی از خواننده‏ها از مداحان سبک‏های جدید می‏گرفتند؛ اما متأسفانه هم‏اکنون شاهدیم که برخی از مداحان – با کمال وقاحت – سبک فلان خواننده را برای اهل‏بیت می‏خوانند و این خجالت‏آور است!
جوان‏ها باید کمی تحمل داشته باشند. ببخشید – گفته‏اند در مثال مناقشه نیست – می‏گویند: «علف خودرو، خودش بار آمده، اما گلی که تربیت شده باشد، همه از دیدن آن لذت می‏برند» هر کس ته صدایی داشت که نمی‏تواند مداحی کند؛ باید استاد ببیند؛ زخمت بکشد؛ شعر حفظ کند، برای اینکه یک ساعت مجلس داشته باشد، سه ساعت مطالعه کند و....
متأسفانه امروز برای بعضی از مداحان، رضایت مردم از رضایت اهل‏بیت مهم‏تر شده. در حقیقت اخلاص در مداحی به یک نوع اِفلاس مادی و کسب ارادت به کسب پاکت تبدیل شده؛

به نظر شما علّت این سقوط فکری و رکود فرهنگی چیست؟
اگر مردم این پول‏ها را به عشق اهل‏بیت می‏دهند که نوش جانشان! کما اینکه اهل‏بیت نیز چنین می‏کردند در آنجا که «فرزدق» اشرفی‏ها را از حضرت قبول نمی‏کرد و می‏گفت: «این شعر را فقط به عشق شما سروده‏ام» و حضرت به او می‏فرمودند: «ما دوست داریم که به تو چیزی بدهیم» اما اگر مداحان بخواهند اهل‏بیت را وسیله معاش خود قرار دهند، این دیگر واویلاست! زیرا در حقیقت با این‏کار، لعن ائمه را برای خود خریده‏اند؛ چرا که حضرت رضا – علیه السلام – فرموده است: «لعنت بر کسی که ما را وسیله معاش خود قرار دهد!»
حرف آخر اینکه:
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن / که خواجه خود روش بنده پروری داند
چه بسا افراد بزرگی بوده‏اند که هیچ نظری به مسایل مادی نداشته‏اند و حضرت سید الشهدا هم در عوض، آنها را به بهترین نحو، اداره فرموده است؛ از جمله مرحوم علامه، مرحوم مولوی، اما افرادی هم هستند – متأسفانه – مسایل مادی برایشان جلوه یافته؛ من خودم شاهد بودم که آقایی به بانی مجلس می‏گفت نصفش را الان می‏گیرم و نصفش را بعد از مجلس!! انگار می‏خواهد معامله‏ زمین کند! این همان راهی است که به بیچارگی و انحطاط کشیده می‏شود....
شما در انتخاب شعر و روضه و مرثیه، از چه منابعی استفاده می‏ نمایید؟
اکثر کتاب‏های شعری که امروز چاپ می‏شود، اثری بر آن مترتّب نیست و فایده‏ای ندارد! چرا که می‏بینیم مثلا از یک شعر، در ده کتاب دیگر هم استفاده می‏شود و همه شعرها تکراری است!
من خودم معمولاً در کتاب‏ها جستجو می‏کنم و شعری انتخاب می‏کنم که با طبعم، با فکرم جور دربیاد. معمولا هم شعرها را خدمت اساتید می‏برم و از نظر ادبی و روایی درباره شعر از ایشان سوال می‏کنم. من احساس شرم می‏کنم وقتی می‏بینم که یک مداح، شعر معمولی ساده را اشتباه می‏خواند؛ یا شعرها و بعضی تعبیرهایی را به کار می‏برد که هرگز نمی‏توان در مورد حجت خدا به کار برد. من نمی‏دانم آنهایی که روضه دروغ می‏سازند یا شعرهای سخیف در مداحی می‏خوانند، آیا نمی‏دانند که این گناه بزرگی است؟!
در مورد استفاده از مقاتل، بیشتر از «لهوف» سید بن طاووس، «خصایص الحسینیه» مرحوم شوشتری و «نفس المهموم» مرحوم شیخ عباس قمی استفاده می‏کنم. نکته مهم اینکه هر مداح باید از سلیقه خود استفاده نماید که بتواند این روضه‏ها را به شکل لطیفی مطرح کند و پرورش دهد؛ نه اینکه – مثل بعضی‏ها – برای گرم کردن مجلس، به دروغ‏پردازی و داستان سرایی بپردازد.
نشریه خودتان (خیمه) را خوانده‏ اید:
بله.
نظرتان؟
از مطالبی که در نشریه شما خواندم بوی اخلاص می‏ شنوم. مطالبش کاربردی است، دیگر اینکه به واقعیات موجود در جوامع مداحی پرداخته و مظلومیت اهل‏بیت را از بعدی تازه مطرح می‏کند. آخرین باری که به حرم حضرت رضا علیه السلام مشرف شدم، برای تمام اعضای آن دعا کردم و از ایشان خواستم این نشریه در میان نشریات دیگر مثل نوری بدرخشد و والدین کار الهی خود موفق باشد.         
لطفا به این سوالات به صورت کوتاه پاسخ دهید:
مرثیه‏ ای که خیلی دوست دارید؟
روضه حضرت زینب – سلام الله علیها - .
عشق یعنی؟
گریه با معرفت بر سید الشهدا – علیه السلام – .
بقیع؟
مرکز عشق و غربت. 
صدایی که دوست دارید بشنوید؟
صدای مدح صحیح اهل‏بیت – علیهم السلام – .
بهترین هدیه‏ ای که دوست دارید بگیرید؟
قبولی طاعات.
اخلاص در مداحی یعنی...؟
برای خدا خواندن.
توصیه‏ ای به جوانان؟
کسب معرفت؛ که اول اطاعت است و بعد ولایت.
امام رضا – علیه السلام – را چگونه تعریف می‏ کنید؟
کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی، بشرطها و شروطها و انا من شروطها.
با تشکر از شما که این فرصت را در اختیار ما قرار دادید.